X
تبلیغات
ما....

ما....

رضایا

اگه معتقدی که عشق من به تو اشتباهه و قلبم اشتباه میکنه

بس من همه جوره اشتباهم اصن من نمیتونم درست باشم

من تو اعماق وجودت فرو میرم غرق میشم

هرچی تلاش میکنم بالا نمیام بی تو من..............

من تمام روحم رو به تو واگذار کردم

تمام زندگیمم میدم

اما برای.................................

قلب من مدت هاست که مال من نیست احساس میکنم تبش قلبم تو سینه ی من اشتباهه

اما گفتم که من نمی تونم درست باشم

من شمارش ستاره ها رو نمیخوام من ابر و بارون نمیخوام چون

همیشه قلبم ابری و چشام بارونیه من ستاره نمیخوام چون هر شب اشکام قبل از این که بایین بیان میدرخشن

وزمانی که فقط رعد و برق میزنه من به خواب میرم و تا شروع طوفان که از خواب میبرم

میبینی طوفان کابوسای منه

من همه چی دارم جز تو............ من همه ی چیزای خوبمو به تو میدم و بداشو برا خودم نگه میدارم

من تو رو میخوام میخوام......... من همیشه خواستم و میخوام

بازم دست و با میزنم حتی اگه در اعماق وجودت بایین تر برم تا اینکه غرق شم

اما اون موقع بازم روح من در دنیای تو میمونه و بشتیبان توست

تا همیشه..............

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 20:6  توسط کیمیا  | 

سلام دوستان من برا امیر بیام گذاشتم بنابراین امکانش هس هر لحظه بیاد وبم تو نظرات گفته من همیشه بای نتم اما نیمن سکته میکنم میمیرما بعد توی اعلامیه ی من مینویسن جوان ترین شهید عشقاون موقس که به قلب تاریخ میبیوندم در کنار شیرین و فرهاد و خسرو و شیرین و لیلی و مجنون!!بچه ها جند تا خبر جدید هس گفتم بگم

۱.امیر و ارمین با هم خوفن امیر جونم ممنوع الوروده(خاک تو سر اونایی که ممنوع الورودش کردن)اما داره درخواست میده که بیاد ایران و یه اهنگ با ارمین بخونه یه اهنگم ۴ تایی بخونن

۲.بعد از ماه رمضان اهنگ جدید تتلو و ساسی گوریل(یا همون مانکن)میاد بیرون ۲ تا ادم ۳ به هم افتادن ببینین چی میشه تازه تهیه کنندگیشم به عهده ی سگ بیر(سعید اس جه)هست این کلیب چه جکی بشه خدا میدونه بچه ها من چون اهل اهنگم معتقدم نباس به هیچ خواننده ای توهین شه اما برا شوخی گفتم حقیقت تلخه!!!

۳. امیر جونم(خودش خواسته اینجور صداش کنم)روزه میگیره منم که اصن هیچی نمی خوردم گفتم حداقل روزه بگیرم تا انقد والدین ارجمندم بم گیر ندن یه ثوابی هم بکنیم!داشتم به ستایش میگفتم برا امیر روزه گرفتم خندید گفت حداقل اول بگو برا خدا بعد برا امیر!!!

۴. امیر جون سعی میکنم به حرفت گوش کنم اما فقط برا تو اخه اون شروع کرد دلمو شکست

اومدی نظر بذار رفقا حق ندارین نظر نذاشته از وبم برین بیرونا!لفطن

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 16:48  توسط کیمیا  | 

دسته گل محمدی به وبلاگ من خوش اومدی!

سلام امیر جونم سلام بچه ها امیر اومد وبم نظرم گذاشت وای من حالم بهتر نشد هیچ بدتر شدم خواب و خوراک نداشتم هیچ الان بدنمم میلرزهنگین معتقده که بازم علاقه ی امیره که نگهت داشته ! بابام دیشب میگفت:باید یه سر ببرمت بیش دانیال!من:دانیال کیه دیگه؟بابام:بهترین دکتر تغذیه ای که تاحالا دیدم تو سازمان همه رو میتونه رو فرم بیاره!من ۲ دستی زدم تو سرم گفتم بابا من انقد هله هوله (نمیدونم درسته یا نه)خوردم اشتها ندارم (خدا بابای دکتر اونم از نوع رییس جلسات نصیب کسی نکنه چون هر اتفاقی که میفته یه بیمارستان دکتر میتونه ریدیف کنه!) من و بابام با هم خیلی خوبیم بابام همه چیزو راجع به من میدونه معتقده صدای امیر جونم از صدای همه ی خواننده هایی که من گوش میدم سره و میگه تتل صداش خوبه اما قیافش فجیحه منم با بابام موافقم اما اینو نمیدونه که امیر اومده وبم اگه بفهمه دلیل بی اشتهایی منم کشف میکنه!خوب حق داره اگه کیانا یا کیارش ۳ یا۴ روز غذا نخورن منم نگران میشم(نبرسین اینا کین اها من از این دو تا اسم خوشم میاد کیانا اسم خواهرمه)بچه ها امیر گفته بود که با ارمین یه دعوای کوچیک کرده اما جدا نیستن منم گفتم درکش میکنم امیدوارم با یکی باشه که ارزش دوستی و سرمایه گذاری رو داشته باشه این نت مسخره همش قطع و وصل میشه امیر ج سوالتو میدم خوب گوش کن:ببین قبلا نبود اما الان چون که شخصیت شخص مورد نظر من که تمام زندگی منه جذبش کرده حرفاشم راست بود من بیشتر از این که به فکر خودم باشم نگران اونمامیر خیلی  حالیدم اخرین نظرتو دیدم منم منتظرم یعنی ثانیه شماری میکنم از همین الان تا هر وقت وقتش بشه امیر من مشکلی ندارم اگه تو از کلمات انگلیسی هم استفاده کنی من میفهمم زبانم خیلی خوفهتو خیلی فروتنی به اردلان طعمه میگی طرفدارتم میگه من خیلی عاشق دارمدل دوستم بری رو شکست عسیسم ۴ شنبه داستانمو تکمیل میکنم اگه فیلتر شد بازم میزنمش چون این وبلاگ یکی از باارزش ترین چیزایی که من دارم و دوسش دارم و حرف دلمو توش  مینویسم من همیشه داغم اگه یه گرگینه تو دنیا وجود داشته باشه منم چون دمای بدن گرگینه ها ۳۸ تا ۳۹ و نیم درجس اما الان انگشتام یخ زده و تایبم ضعیف شده میخوام خیلی چیزا رو بنویسم اما وقتی میشینم بای کامبیوتر همش یادم میرهاها رفقا امیر گفته بود به طرفداراش افتخار میکنه امیر من خیلی دوست دارم خیلی خیلی خیلی............ به امید اون روز که گفتی منتظر میمونم تا ابدتابی نهایت ......................

ای دوست انچه که بین ماست فاصله نیست صحبت مهر و وفاست  دنیای از دلتنگی هاست

امیر جونم اینو بگم من عاشق اهنگ دیوونتم از همه ی اهنگات خوشمل تره نیس منم دیوونم ....... بعد کروات و بازنده تو این دوتا کلیب خیلی ناسی بعد هی حالا دیدی میتونم و تو مال من بودی و عشق من و یکی یدونه و کیمیای من میدونی که چرا یکی یدونه رو دوس دارم؟میدونی!میدونی که من زیاد تیکه میندازم و شوخم بس خواهشن اگه سربه سرت گذاشتم ناراحت نشو !باشه گلم؟من عاشق ژستت تو این عسک بالای وبمم اونجورم عسک گرفتیم اینم میدونی بابای اها ابم

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 11:50  توسط کیمیا  | 

انقدر دوست دارم که حاضرم جونمو فدات کنم

حاضرم دنیاروبدم فقط یه بار نگات کنم

به خاطرت داد بزنم بگم دوست دارم عاشقتم

به خاطرت دروغ بگم رو همه چی خط بکشم

انقد دوست دارم که حاضرم دنیا بد باشه فقط تو که عشقمی عاشقی رو بلد باشی

     قید تموم دنیا رو میزنم ، خیلی چیزا رو میشکنم تا دلت نشکنه

حاضرم دلم پیشت باشه گرو فقط خدایی نکرده یه وقت نگی برو

            حاضرم هر چی رو که دوست نداری به خاطرت رها کنم

حاضرم شب و روز به خاطرت گریه کنمو بگم که محتاجتم و نیاز دارم به شونه هات

تکیه کنم

             هر کی رو جز تو ساده فراموش کنم پشت سرم هر چی میگن چیزی نگم

فقط گوش کنم

حاضرم به خاطرت از دین درس مقررات همه زندگیم بگذرم چون تو دیگه برام معنی

همه اینارو میدی ... 

اینا همه واسه اون

+ نوشته شده در  شنبه 29 مرداد1390ساعت 11:16  توسط کیمیا  | 

سلام بچه ها از دیشب تا حالا رو به قبله شدم خوبی بدی دیدین حلال کنینیکی از دوستام با امیر چت کرده ادرس وبمم داده گفته میاد من که تمام بدنم میلرزه دیشب نخوابیدم شامم نصفه ول کردم الانم نمیتونم چیزی بخورم قلبم انقدر تند میزنه که ضربه هاشو تا شونه هام احساس میکنمتازه تبم دارم بابام فک میکرد مسموم شدم اخه دیشب طاق بستان بودیم من از این بستنی قیفی ها خریدم بابام میگفت به اینا اعتماد نی !مسموم شدم اما مسموم عشقی جان گدازوای امیر اگه اومدی به خاطر انتقادام ناراحت نشی من خیلی رکم بشخید!یه جور باید اینو بت میگفتم که هر چی فشن تر باشی خوشمل تریوای من که دیوونتم به اندازه یه اشک گنجشکا دوست دارمدرسته کمه اما گنجشکا وقتی گریه میکنن میمیرناها اومدی هم شماره بذار هم وب یا سایت و هم ای دیاره دیگه من گفتم اینا رو اما بازم نمیتونین منو درک کنین وقتی میخواستم ازمون ورود به دبیرستان تیزهوشان بدم یادم میاد اینجور شده بودم!نمیتونستم از جام جم بخورم تازه همیشه تو خوابام رضایا و ارمینم هستن دیگه از این به بعد نمیدونم وای وای که دارم میمیرم فک کنم بیماری قلبی گرفتم اها قسمت دوم داستانو مینویسم اما باس ج سوالمو بدین اینا همه واسه امیر  

مهربون من  همه جون من فدای احساس قشنگت وقتی نگا میکنی و میگی دوسم داری بگیر دستامو تو دستت سلطان قلب من

+ نوشته شده در  شنبه 29 مرداد1390ساعت 10:52  توسط کیمیا  | 

داستان

سلام رفقای خوشمل مشمل من خوفین؟دیدین قول دادم زود اومدم؟اقا با داستان عقشولانه اومدم حال کنین!من دیگه نمیتونستم داستانا رو برا خودم نگه دارم بخونین و لذت ببرین...............(امیر جونم عقش من فقط برا تو) صبح از خواب با شدم سرم درد میکرد چند شب بود خواب درست حسابی نداشتم از ساعت ۲ تا ۵ اونم اگه کابوسام اجازه میدادن شب قبلم از ساعت ۱ تا ۳ با امیر اس ام اس بازی کرده بودم و چرت و برت گفته بودیم... بعدش خوابیده بودم تا ۴ که کابوسم نذاشت بیشتر بخوابم اخه خواب دیده بودم امیر و یکی از رفقامو گشتن..........بیدار شدم همه بالشم خیس بود همین طور که غلط میزدم گوشیم زنگید با خودم گفتم مرضضضضضضض !برداشتم بریا بود با صدای خسته گفتم:سلام بری جون خوفی؟اق اردل خوبه؟امیر تتل چی؟بری گفت:ای بابا امار همه رو گرفتی بذا حرف بزنم مغشول بودی صدات گرفتس؟گفتم:مرگ نه اگه شما اجازه بدین!استثنا دیشب دور بودیم امر؟گفت عصبی هستیا!گفتم ببشخید دیشب خوافم نبرد گفت اکی زنگیدم بگم ارمینا و ارمین ولخرجی کردن امشب مهمونیم به اقات بگو هنوز به سعید و کسری و سامان و کلی ادم نگفتم ج دادم اکی بای تا های بالاخره از جام با شدم رفتم دوش گرفتم زنگیدم امیر رضا جونم وقتی داشت گوشیم بوق میزد چند تا نفس عمیق کشیدم بعد همون صدای مهربون هیشگی گفت:جانم کیمیا جون؟خوبی ؟خوب خوابیدی؟کابوس که ندیدی؟گفتم سلام مهربون اتفاقا دیشب تنها کاری که نکردم خوابیدن بود کابوسام نمیذارن..... مکس کردم تا بغضمو قورت بدم یاد کابوسم افتادم گفت اروم اروم هیچی نیس قول میدم من به خاطر تو هم شده ۱۰ برابر مراقب خودم باشم حالا بازم یه بلایی سرم اومده بود؟گفتم اره خندید و گفت میخوای بریم بیرون حال و هوات عوض شه؟یکم بیشم باشی حالم جا بیاد؟منم بش گفتم مهمونیم بای دادم حاضر شدنم کلی طول کشید تا امیر اومد دنبالم باهم رفتیم تو راه بازم ترافیک بود با هم گفتیم لعنتی.......... اردل زنگید به امیرصدای اهنگو منم میشنیدم داد میزد نکنه ملتو بیچوندین؟امیر از تو انتظار نداشتم........امیر گفت:تو نمیتونی ادب داشته باشی؟ترافیکه رسیدیم بچ بررو قطع کرد بالاخره رسیدیم همه بودن تهی و دوس دخترش سعید و سامان بریا و اردلان و ارمینا و ارمین....... با همه دست دادیم وسلام احوال برسی من گفتم:تتل کو به؟اردل گفت فعلا در جنابالی رضایاس نه تتل امیرم بش چشم غره رفت منم گفتم اولا بی اف دوما این فضول سنجه جدیده؟فیسش لوسه ها!اصن در منه نوش جونم.......!همه روده بر شده بودن از خنده امیر دستمو فشرد و گفت:مال خودمی یهو بری اومد گفت اقای منو تنها گیر اوردینا !اردل برید بغلش گفت مگه تو منو درک کنی خوشمل من......... منم گفتم ببین اردلان اینجا خانواده نشسته خودتو کنترل کن اینجا مهمونیه نه....... حرفمو خوردم امیر نیشش وا شده بود ارمین وارمینا هم که تازه اومده بودن بیش ما ارمین گفت رفقا دعوا معوا بیرون شاد باشین منم گفتم اکی همش تقصیر اردل بود تتل که تازه وارد شده بود گفت اون که همیشه هس............ همه گفتن اره بعد از سلام احوال برسی گفتم اقای مقصد لو همراه نداری؟خندید گفت الان میرسه.........همه رفتن برقصن من و امیر نشسته بودیم و دل و قلوه میدادیم که یهو گفت ببین من دارم عذاب میکشم.......... گفتم چرا؟ چیزی شده؟گفت نه اما این که داری به خاطر من کابوس میبینی......... گفتم امیر قبلا بحث کردیم گریه میکنما گفت: من تسلیم مادمازل افتخار میدین منو تو رقص همراهی کنین؟گفتم با اجازه بزرگترا بلللللللللللله رفتیم رقصیدیم خیلی حال داد وقتی برگشتیم با یه صحنه ای روبه رو شدیم که...........

خوب بود؟به نظرتون چی دیدیم؟ج سوالو تو نظرا بدین نظر بدین تا قسمت ۲ رو اب کنم بابای

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت 20:43  توسط کیمیا  | 

خبر وب جدید

سلام رفقا ببخشید دیر اومدم دیگه وبی که گفتمو ساختم یکم با این وب فرق داره اما اون جا هم رضایا رو فراموش نکردم منتها این وبمو خیلی دوس دارم بس اصلا ترکش نمیکنم ...........هرگز...............بچه ها یه سر به اون وب بزنین تا شخصیت منو بشناسین لفطن 

http://www.thebesttwins.blogfa.com اینم ادرسش 

 بچه ها من دوس دارم برم در ارشادو گل بگیرم میدونین خرداد بارسال که امیر جونم رفت برا کنسرت دبی ممنوع الورودش کردن قبل از اینم هی بهش گیر میدادن تا این که از ایران فراریش دادن اما الان ارمین یا اردل و تتل تصویری با دختر میدن بیرون بهشون گیر نمیدن اخه این رسمشه؟نامردا حساب کنین برا امیر من که خودش میگفت احساساتی و مهربونه چقد سخت بودهوقتی بش فک میکنم قلبم اتیش میگیره چی کار کنم عاشقم دیگه! کاریم نمیشه کرد اخه کی میتونه از یه بسر ملوسی مثه امیر دل بکنه که من بتونم؟به خدا دل به هیچ کسی ندادم با این که اونو ندارم تازه ارمین تو این تصویریش دخترم میخونه اما کاری باش ندارن من نمیگم کاری باش داشته باشن اصلا نباس داشته باشن اما این سخت گیریا فقط برا امیر من بوده.......... امیدوارم هرجا هس شاد باشه همین برام کافیه به خدا بوس بای تا های به اون وبم سر بزنین تو هر دو وبم نظر بذارین لفطن زود میام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مرداد1390ساعت 18:23  توسط کیمیا  | 

بچه ها من میخوام قبل رفتن چند تا عکس بذارم

ارمین وقتی بچه بودارمین نوجوون

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 مرداد1390ساعت 17:19  توسط کیمیا  | 

سلام رفقا ببشخید دیر کردم اما به جون امیر که میدونین چقدر برام عسیسه سرم شلوغ بود یادتونه که گفتم فقط یه دوس برام مونده؟دارم با اون وب میزنم به زودی کامل درس میشه ادرس میدم تشریف بیارین اسمش مهدیسه به من خیلی شبیه اونم مردادیه و ۲۵ ساعت از من کوچیک تره و رو این مطلب خیلی حساسه اگه بفهمه اینو گفتم خونمو مینوشه اگه دیگه نیومدم بدونین دچار این مطلب شدمخواستم بگم کلیب جدید ارمین اومده بیرون دخترم توشه ممکنه دیگه ارمینو ایران راه ندن اون موقع دیگه امیر جونم تنها نی به زودی میام
+ نوشته شده در  جمعه 21 مرداد1390ساعت 17:4  توسط کیمیا  | 

میخوام...........

سلام رفقا تیریب غم برداشتم الانه که اسمون قلبم بارونی که نه طوفانی بشه......دلم برا امیر تنگولیده!اردلم نه طعمه ها فجیح زده تو فاز غم....... کسی شماره ی امیرو نداره؟دلم واسه بعضی روزای گذشته و بعضی افراد که ممکنه حالا حالا ها نبینمشون تنگولیده شدیدبه هر کی هرچی میگم یا نمیفهمه یا خودشو میزنه به کوچه ی علی چفت!زنده با کلاس لادن مدرسه ی نمونه دولتی حضرت معصومه یادش بخیر......من سر دسته ی بچه های خلاف و شر بودم!دارم از اون جو جدا میشمدل منو میشکونی به این اسونی..............................

تو به حرف من گوش کن نگو منو فراموش کن نگو برو تو بمون بیش من نذار بشیم جدا اخی رضایا. بچه ها هر کی هر شماره یا ای دی از امیر تتل ارمین یااردل داشت بده چون من به اینایی که دارم زنگ میزنم خاموشن .....ببخشید اشک خودمو شمارو در اوردم از اون همه دوست فقط یکیشون بامنه که اگه اونم نبود تا الان هزار دفعه مرده بودم دیگه بیخیال........

من نمیگم مرا از قفس ازاد کنید

تنها به باغی برده دلم شاد کنید

+ نوشته شده در  شنبه 15 مرداد1390ساعت 17:57  توسط کیمیا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 15 مرداد1390ساعت 17:3  توسط کیمیا  | 

سلام رفقا ببخشید دیر کردم اما کلی کار داشتم افکارم مغشوله این چند شب همش کابوس دیدم همش از زمانی شروع شد که نزدیک بود یه بلایی سرم بیاد البته فقط تقصیر خودم بود اولش کنار اومدن باش سخت بود اما الان دیگه فراموش شد من هیچ غمی نرم و خوشیم زده روی ۱۰۰۰ درصد فقط یه ناراحتی دارم که اونم ناز شصت بلاگ فا عسکام وا نمیشه هیچ خبر جدیدی در دست نی جز این که امیر یکم لاغر شده................ وای که من چقد دوسش دارم نیدونم چرا اما دوس دارم.................. بخورمش اخه خیلی گله بسر خوبیه و همه جوره جیگره از نظراتتون ممنونم خییللللللللللللی بازم نظر بدین باس یه وب جدید بسازم که عسکاش وا شه امممممممممییییییییییییییییییییییرررررررررررررررر دمت سوزان بای تا های
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مرداد1390ساعت 16:19  توسط کیمیا  | 

سلام دوستای خوشمل با تشکر از ساجده جون که گفت امیررررررررر جون من با ارمین دعوا نکرده اما چون تو ایران درامد خیلی خوفی نداشته و هی ارمین کمکش میکرده خودش رفته اون ور جمعه تولدمه کلی کار ریخته سرم بس فعلا بای  
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1390ساعت 19:23  توسط کیمیا  | 

کف کردم در حد المبیک!

وایییییییییی رفقا همچنان در حال کف کردنم اک خدا نمی دونین به چه عکسایی دست بیدا کردم

دوستان جیگر میگر من خوفین؟ببخشید دیر اب کردم ولی این خبرا و عکسا مثه بنب می ترکه !دومین کسی که به اندازه ی من کف میکنه رفیق شفیق در حال حاضر تنها همراهم تا ۴ سال دیگس اخرش من نفهمیدم امیر و ارمین و تتل و اردل رفتن خارج از کشور یا نه؟بچه ها من ۲ سال بیش رفتم ویلایی تو شمال که الان عکس ارمین جدیدو اون جا بیدا کردم البته عکس رضایا جونم که از همه بهتره نیافتم که تو ایران باشه اما بقیه چرا بچه ها مثه بطری ویسکی دارم کف می کنم خفن فجیه دارم قش می کنم اها ۲ سوال: کسی نمی دونه الان این افراد کجان؟تتل چند سالشه؟بچه ظاهرا تتل چند وقت بیش رفته بیرایشگاه مژده و موهاشو زده خوشمل شده اما اینجور انگار ۱۵۰ سالشه!!این عسکا رو نگا کنین

 بچه ها اینم عکسای ویلاهه:

 اها تازه ارمین با کلی بچه خورده هم عکس گرفته خفن:

اردل و تتل رفتن مردسه ی بسرانه تو شمال فقط کف کنین:

 

 

 

 

امیر و ارمین:

اردل و امیر:

 اردل و ارمین:

رفقا حتما نظر بذارین و جواب سوالامو بدین بای تا های

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 مرداد1390ساعت 20:15  توسط کیمیا  |